خانواده منخانواده من، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 27 روز سن داره

✳♈❋ خانــواده من ❋♈✳

عاااااااااااالیم تا وقتی که بتونم حال همه رو عااااااااااالی کنم.^_^

سه پروانه‌ی کوچولو...داستان کودکانه

سه پروانه به رنگ های سفید و قرمز و زرد در باغی زندگی می کردند. آن ها با هم برادر بودند و همدیگر را بسیار دوست داشتند. آن ها هر روز با روشن شدن هوا به باغ می رفتند و در میان گل های باغ بازی می کردند و می رقصیدند. این سه برادر هیچ وقت خسته نمی شدند چون شاد و سرحال بودند. یک روز باران شدیدی گرفت و بال های آن ها را خیس کرد. آن ها سریع به سمت خانه شان پرواز کردند، اما وقتی به آنجا رسیدند متوجه شدند در قفل است و آن ها کلیدش را ندارند. به خاطر همین پشت در ماندند و خیس و خیس تر شدند. آن ها کمی فکر کردند و بعد تصمیم گرفتند پیش گل لاله ی زرد و قرمز بروند.  آن ها گفتند: لاله ی عزیز غنچه هایت را باز می کنی و ما را در خود پناه می دهی تا م...
13 اسفند 1392

بدی‌ها با کار خوب پاک می‌شود....کودکانه

محسن با عجله وارد خانه شد و با سرعت رفت در اطاق و كیفش را جوری به گوشه اطاق پرت كرد كه مثل اینكه توش مار لانه كرده. خیلی زود لباسش را درآورد و بعد از شستن دست و صورتش رفت یه گوشه نشست. مادر محسن كه رفتار پسرش برایش خیلی عجیب بود با چشمهایی متعجب و با لحنی آرام گفت: «علیك سلام.» ولی مثل اینكه محسن نشنیده باشد با صدای بلندتر دوباره گفت: «آقا محسن علیك سلام.» محسن یک دفعه به خودش آمد و گفت: «ببخشید مامان جون، سلام.» مادر یه نگاهی به محسن انداخت و با تعجبی بیشتر گفت: «چیزی شده؟» باز مثل اینكه محسن نشنیده باشه با صدایی بلندتر گفت: « آقا محسن با شما هستم، چیزی شده؟ تو مدرسه اتفاقی افتاد...
13 اسفند 1392

چیستان برای بچه‌های باهوش

1- حلزونی داخل چاهی به عمق 20 متر افتاده است. حلزون سعی می کند از دیواره چاه بالا برود و از آن خارج شود. هر روز این حلزون می تواند 5 متر بالا برود، اما شب هنگام، به خواب رفته و 4 متر به پایین سر می خورد. چند روز طول می کشد که این حلزون از چاه خارج شود؟ 2- شما تنها در یک جنگل گم شده اید. دنبال سر پناهی می گردید. کلبه ای قدیمی در دل جنگل در راهتان می یابید و تصمیم می گیرید شب را آنجا بگذرانید. برای سپری کردن شب، شما احتیاج به گرما و نور دارید ولی تنها چیزهایی که در کلبه یافت میشود یک شمع، یک چراغ روغن سوز و اجاق هیزمی است. در جیب شما تنها یک کبریت باقی مانده است. به نظر شما ابتدا باید چه چیز را روشن کنید؟   3- من چه تعدادی...
13 اسفند 1392

شعر کودکانه زنگ ریاضی

به قلبم می نشینی همیشه بی اجازه مرا هل می دهی تو به دنیاهای تازه اگرچه از ته قلب تو را من دوست دارم ولی وقت مناسب بیا! لطفاً کنارم بیا بنشین به قلبم ولی تنها به یک شرط سر زنگ ریاضی حواسم را نکن پرت ...
13 اسفند 1392

موجودات خیالی ... شکوفه ها می‌توانند

دیشب مامان و بابا داشتن یک فیلم ترسناک می دیدند، من یواشکی از لای در اتاقم داشتم به تلویزیون نگاه میکردم. مامانم گفته بود بچه ها نباید هر فیلمی رو نگاه کنند فقط فیلم هایی که مخصوص سن بچه ها است رو باید تماشا کنند،  ولی من اون شب به حرف مامانم گوش نکردم و داشتم فیلم ترسناک نگاه می کردم یک لحظه یک موجود گنده با گردن دراز و پاهای گنده و پشمالو تو تصویر آمد من از ترس جیغ کشیدم مامانم از جاش پرید و آمد به طرف اتاق من و گفت: تو هنوز نخوابیدی؟ من که خیلی ترسیده بودم پریدم بغل مامانم و بهش گفتم مامان جون من به حرف شما گوش نکردم و الان خیلی می ترسم مامانم گفت: عزیزم اون ها موجودات خیالی هستنذ و ترس ندارند.   مریم گفت: موجو...
13 اسفند 1392

ش مثل شتر...شکوفه هادرباره شتر بدانند

سلام دوستان مهربان من. من شتر هستم. یک حیوان قوی و نیرومند. بعضی از ما یک یا دو کوهان داریم و بعضی دیگر اصلاً کوهان نداریم. به شترهای بی کوهان، لاما می گویند. کوهان ما شترها پر از چربی است و ما می توانیم به کمک آن در هوای گرم بدون آب و غذا مدتی زیاد زندگی کنیم. مژه های ما بلند و ابروهای ما پرپشت است و ما می توانیم به کمک آن ها از طوفان های شن رد شویم بی آن که شن و ماسه داخل  چشمانمان برود. وقتی شما آدم ها روی شن ها راه می روید پاهایتان در شن فرو می رود، ولی پاهای ما پهن است و اصلاً در شن فرو نمی رود. ما شترها می توانیم گیاهان خاردار را بخوریم چون پوست دهان ما بسیار سفت است. به ما شترها کشتی صحرا هم می گویند...
13 اسفند 1392

مثل گلم...شعری برای شکوفه ها

سرخ و سفید و تپلم مامان می گه مثل گلم شیرین زبونی می کنم بابام می گه که بلبلم وقتی که دامن می پوشم مامان می گه عروسکم ادابازی درمی آرم بابام می گه بانمکم من نه گلم نه بلبلم من آدمم مثل شمام شکل خودم رو می کشم کنار مامان و بابام ...
13 اسفند 1392

هدیه‌ی تولد...داستانی برای شکوفه ها

تولد سینا چند روز دیگر بود، او از پدرش خواست تا برای تولدش یک دوچرخه بخرد تا او هر روز مجبور نباشد مسیر خانه تا مدرسه را پیاده رفت و آمد کند. اما پدر سینا کارش را از دست داده بود و نمی توانست برای پسرش دوچرخه بخرد. پدر برای تولد به او یک کتاب هدیه داد و سینا اعتراضی نکرد. یک روز آفتابی و قشنگ که سینا در راه رفتن به مدرسه بود یک پسر بزرگی را دید که سوار بر دوچرخه است. دوچرخه برای پسر بسیار کوچک بود. وقتی پسر می خواست میدان را دور بزند چاله ی آب را ندید و با دوچرخه به زمین افتاد. پسر در مدرسه ی سینا درس می خواند و چند سال از او بزرگتر بود. سینا او را شناخت. اسم پسر مهرداد بود. به نظر می رسید پای ...
13 اسفند 1392

گوسفند کوچولو و برادرش ... داستانی برای شکوفه ها

روزی روزگاری دو گوسفند بودند که یکی از آن ها خیلی خیلی کوچک بود و خیلی یواش بع بع می کرد و یکی دیگر خیلی بزرگ بود و با صدای بلند بع بع می کرد. این دو گوسفند با هم برادر بودند. هر روز گوسفند کوچولو و برادرش با هم به دشت و صحرا می رفتند و با هم بازی می کردند و بعد دنبال علف می گشتند و غذایشان را می خوردند. یک روز صبح آن ها مثل همیشه از خانه بیرون رفتند. آن ها در دشت به دنبال غذا می گشتند اما مدت ها بود که باران نیامده بود و علف ها خشک شده بودند. گوسفند کوچولو و برادرش چند ساعتی به دنبال غذا گشتند اما نتوانستند علف سبزی برای خوردن پیدا کنند. آن ها خیلی خسته شده بودند و پاهایشان درد گرفته بود و دیگر نمی توانستند بدوند، پس شروع به ر...
13 اسفند 1392

شکلات تلخ تخته ای با دانه چیا ( برای پوستی درخشان )

این دستور غذایی خوشمزه نه تنها باعث بهبود سلامتی شما می شود بلکه به مرطوب نگه داشتن پوست و زیباتر شدن آن نیز کمک می کنند. توصیه می کنیم حتما آن را آماده کنید چون خیلی هم آسان است ! یک روش خوشمزه برای محافظت از پوست با ارزشتان – بدون احساس گناه! افرادی که در مناطق سردسیر زندگی می کنند و زمستان های برفی طولانی مدتی دارند باید بدانند که برف لایه هایی از پوشش مرطوب سطح پوست را از بین می برد. پس چه کار باید کرد؟ شکلات. برای اینکه کاکائوی طبیعی و شکلات تلخ نه تنها باعث بهبود حال شما می شوند بلکه به مرطوب نگه داشتن پوست و زیباتر شدن آن نیز کمک می کنند. چرا شکلات برای پوست مفید است؟ فلاوانولس ماده ای است که بطو...
13 اسفند 1392